بررسی های مختلف نشان می دهد که بچه ها در سنین بزرگسالی نیز همان خصوصیات دوران کودکی را حفظ می کنند.
ما با اندکی تفکر و تامل درباره چهار اصل پیشنهادی کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت :
یادگیری برای دانستن
یادگیری برای انجام دادن
یادگیری برای باهم زیستن
یادگیری یرای زیستن
در می یابیم که اکنون دنیای تعلیم و تربیت به سرعت متحول شده و جامعیت تربیت آدمی مدنظر است چرا که آموزش و پرورش دیگر محدود به دوران تحصیل در مدرسه نیست و دیدگاه سنتی درباره ی آموزش و تربیت دانش آموزان به کلی دگرگون شده و روشهای جدیدی جایگزین آن گردیده است.
منتظر پیشنهادات و انتقادات شما هستیم.
با تشکر-فراهانی
[email protected]
درسنامهٔ الگو و دنباله
الگو و دنباله یکی از مباحث بسیار مهم ریاضیات دبیرستانی است که کاربردهای بسیاری در مباحث دیگر ریاضی و دنیای واقعی دارد.
\(\bullet\) آیا با استفاده از دنبالهها میتوان پیشبینی کرد که پنج سال بعد، کدام کشور، پرجمعیتترین کشور جهان خواهد شد؟
\(\bullet\) آیا میتوان فرمولی برای دنبالهٔ \(-2,0,2,4,…\) ساخت بهطوری که جملهٔ پنجم آن برابر \(111\) شود؟
\(\bullet\) تصویر بالا مربوط به یکی از مشهورترین دنبالههای عددی است! آیا این دنباله را میشناسید؟
\(\bullet\) آیا میدانید وبسایتی وجود دارد که شامل تمام دنبالههای عددی مهم است و در آن میتوانید موسیقی هر دنباله را بشنوید؟!
\(\bullet\) آیا میتوانید مقدار \(a\) را طوری تعیین که جوابهای معادلهٔ \(x^3-7x^2+14x+a=0\) جملههای یک دنبالهٔ هندسی باشند؟
در درسنامهٔ الگو و دنباله، مفاهیم اولیه با زبان ساده و مثالها و تمرینهای متنوع (با راهحلهای واقعاً تشریحی) آموزش داده شده است. علاوه بر آن، به مسائل کاربردی و تمرینهای چالش برانگیز نیز پرداخته شده است.
فهرست درسنامهٔ الگو و دنباله
چند دنبالهٔ عجیب!
برای اینکه ذهنتان فقط به دنبالههایی که قانونهای سادهای دارند عادت نکند، سعی کنید قانون هریک از دنبالههای زیر را حدس بزنید.
\[\begin\bullet\;&1,4,8,48,88,488,\dots\\[7pt]\bullet\;&61,21,82,43,3,\dots\\[7pt]\bullet\;&0,0,0,0,4,9,5,1,1,0,55,\dots\\[7pt]\bullet\;&2,4,6,30,32,34,36,40,42,44,46,50,\\&52,54,56,60,62,64,66,2000,\dots\\[7pt]\bullet\;&13,17,31,37,71,\dots.\end\]
نیل اسلون (Neil Sloane)، یکی از ریاضیدانان نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف معروف معاصر است. او یک دایرةالمعارف آنلاین به آدرس oeis.org ساخته است که در آن اطلاعات جامع و جالبی دربارهٔ هریک از دنبالههای عددی معروف وجود دارد. در ویدئوی زیر، نیل اسلون قانون هریک از دنبالههای بالا را شرح میدهد.
اثربخشی آموزش با الگوی کرک پاتریک
بیشتر مدل های ارزشیابی مشهور در سال های گذشته براساس الگوی ارزشیابی آموزشی چهار سطحی بنا شده اند، كه اولین بار توسط كرک پاتریک (1959) ارائه شده بود. این الگو به عنوان الگویی جامع ، ساده و عملی برای بسیاری از موقعیت های آموزشی توصیفی شده بود و به وسیله بسیاری از متخصصان به عنوان معیاری در این حوزه شناخته می شود.
كرك پاتریك ارزشیابی را به عنوان تعیین اثربخشی در یك برنامه آموزش تعریف كرده است:
1- واكنش:
منظور از واكنش میزان عكس العملی است كه فراگیران به كلیه عوامل موثر در اجرای یک دوره آموزش از خود نشان می دهند. این واكنش را می توان از طریق پرسشنامه و یا روش های معمول دیگر به دست آورد.
واكنش چگونگی احساس شركت كنندگان را در مورد برنامه آموزش ( رضایت) اندازه گیری می كند، این پیمایش ها به دنبال دریافت نظرات شركت كنندگان نسبت به آموزش، برنامه درسی تكالیف درسی، مواد و تجهیزات آموزش، كلاس یا وسایل، ارزش و عمق محتوای دوره های آموزشی و غیره هستند.
اخذ جواب های درست و معنادار از شركت كنندگان در این مرحله بسیار مهم و حیاتی است، بدین منظور كرک پاتریک پیشنهادهایی را در این رابطه ارائه می کند:
- تهیه و تنظیم فرمی برای سنجش واكنش شركت كنندگان.
- نوشتن یك پیام تشویق كننده برای پاسخ دهندگان.
- اطمینان دادن به پاسخ دهندگان ازناشناخته ماندن آن ها.
- جدول بندی و تجزیه و تحلیل پاسخ ها.
واكنش های مناسب باعث انجام دوره های آموزشی بعدی گردیده و كاركنان دیگر را تشویق به شركت در این دوره ها می كند و علی رغم نظر مدیران ارشد درباره استمرار یك دوره آموزش، نتایج ارزشیابی واكنش نیز می تواند در این استمرار تاثیر داشته باشد.
2- دانش یادگیری:
یادگیری عبارت است از تعیین میزان فراگیری، مهارت ها، تكنیك ها و حقایقی است كه طی دوره آموزشی به شركت كنندگان آموخته شده و برای آنان روشن گردیده است و می توان نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف ازطریق آموزش های قبل، ضمن و بعد از شركت در دوره آموزشی به میزان آن پی برد.
كرک پاتریک به راهبردهایی برای ارزشیابی یادگیری اشاره می كند:
- سنجش مهارت، دانش و نگرش قبل و بعد از آموزش.
- به كارگیری گروه كنترل در صورت نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف امكان.
- تجزیه و تحلیل آماری نتایج به منظور ربط دادن یادگیری و آموزش.
- به كارگیری نتایج برای انجام رفتار مناسب.
به اعتقاد پاتریك اگر آزمون ها ، دارای روایی و پایایی باشند و در آن صورت اثربخشی آموزش را می توان به وسیله مقایسه نتایج پیش آزمون و پس آزمون تعیین كرد.
3- رفتار:
منظور از رفتار، چگونگی و میزان تغییراتی است كه در رفتار شركت كنندگان در اثر شركت در دوره آموزشی حاصل می شود و آن را می توان با ادامه ارزیابی در محیط واقعی كار روشن ساخت.
این سطح نسبت به سطح قبلی بسیار چالش برانگیز و حساس است كه كرك پاتریك بدین منظور سه دلیل را در این مورد ذكر می كند:
- اولا شركت كنندگان باید فرصتی را برتغییر رفتارشان به دست آورند.
- ثانیا زمان تغییر در رفتار را به صورت واقعی نمی توان پیش بینی كرد.
- ثالثا جو سازمانی است كه می تواند بر تغییر كردن یا نكردن رفتار در حین كار تاثیر داشته باشد.
كرک پاتریک برای انجام ارزشیابی سطح سوم نیز راهبردهایی را پیشنهاد می كند :
- منظور كردن زمان مفیدی برای شركت كنندگان تا فرصت عمل به رفتار مورد انتظار را داشته باشند.
- تكرار ارزشیابی در زمان های مناسب به منظور كسب اطمینان از وجود تغییرات رفتاری دائمی و همیشگی.
- به كار بردن گروه كنترل، در صورت امكان به منظور حذف عامل های مزاحمی، كه شاید در رفتار تاثیر داشته باشند.
- مقایسه شقوق مختلف روش های ارزشیابی به منظور استفاده مناسب و بهینه از آن ها.
4- نتایج:
منظور از نتایج میزان تحقق اهدافی است كه به طور مستقیم به سازمان ارتباط دارد. اندازه گیری سطح چهارم بسیار مشكل است و در آن شواهدی از نتایج از قبیل كاهش هزینه، دوباره كاری نسبت جابه جایی یا سوانح و افزایش كیفیت تولیدات ، سود و فروش بررسی می شود.
كرک پاتریک برای انجام این سطح ارزشیابی نیز راهبردهایی را پیشنهاد داده است:
- منظور داشتن زمان مناسب بعداز آموزش برای رسیدن به نتایج؛
- اندازه گیری نتایج سازمانی از طریق مصاحبه یا پیدایش قبل و بعداز آموزش؛
- تكرار اندازه گیری در فواصل مناسب؛
به عقیده كرک پاتریک چهار سطح مدل او، یك چارچوب منطقی را برای ارزشیابی فراهم می كند او این الگو را در یك هرم منظور داشته و بیان می دارد كه هر چهار سطح ارائه شده در الگوی او مهم هستند و نباید نادیده گرفته شوند، زیرا می توان از طریق سنجش نتایج هر سطح تفسیر مطمئنی از سطوح دیگر این مدل داشته باشیم.
در این الگو ارزشیابی، به صورت پیش رونده به سمت بالا یعنی حركت از سطح واكنش به سطح نتایج مشكل تر می شود، به علاوه سطوح بالاتر این مدل اطلاعات با ارزش تری را فراهم می كند.
دو سطح اولیه ارزشیابی در درون محیط آموزشی صورت می گیرد و در حالی كه دو سطح پایانی در محل كار كاركنان اندازه گیری می شوند.
«هال» در تحقیقی كه در شركت های صنعتی انگلستان انجام داد به این نتیجه رسید كه در استفاده از الگوی ارزشیابی آموزشی كرک پاتریک، برنامه های آموزشی بیشتر در سطح واكنش مورد ارزشیابی قرار گرفته اند و كمتر به سطوح بالایی ارزشیابی یعنی تغییر رفتار و نتایج پرداخته شده است.
نکات آموزشی و پرورشی
در هنگام حل الگوها اگر جدولی کشیده شود که شماره شکل و تعداد هر شکل را داخل جدول مشخص کنیم به راحتی می توان به رابطه ی الگوها پی برد.
دو الگوی مهم در پایه پنجم امده هست به نام الگوی مثلثی و مربعی
الف) الگوی مثلثی: که به صورت زیر است
1، 3 ، 6 ، 10 ، 15 ، 21 ، .
ب) الگوی مربعی به صورت زیر است
1 ، 4 ، 9 ، 16 ، 25 ، .
در ابتدا به تعریف الگوی عدد های مثلثی می پردازیم:
به الگوی عددهای . و21و15و10و6و3و1 الگوی عددهای مثلثی گفته می شود.
به الگوی عددهای . و36و25و16و9و4و1 الگوی عددهای مربعی گفته می شود
الگوی مثلثی به زبان ساده چیدمان و آرایش آن به شکل مثلث می باشد. و هر مرحله از مجموع مرحله ی قبلی و شماره شکل تشکیل می شود یعنی:
در شکل شماره 1 (با توجه به تصویر) یک دایره می باشد .
در شکل شماره2 مجموع مرحله ی قبل (یک دایره) و شماره شکل 2 (دو دایره) می باشد که در شکل دوم مجموعا سه دایره خواهیم داشت.
همین طور در شکل سوم نیز ، مجموع مرحله ی دوم و شماره شکل که جمعا 6 دایره (3 دایره از مرحله ی قبل و 3 دایره مربوط به شماره شکل3 )خواهد بود.
در مرحله چهارم چه اتفاقی می افتد؟
درست حدس زدید10 مجموع تعداد مرحله ی قبلی به اضافه تعداد شماره شکل (6دایره از مرحله قبل و 4 دایره مربوط به شماره شکل )و این روند تا آخر ادامه دارد
یعنی در مرحله یک ، یک دایره
در مرحله ی دوم، سه دایره
در مرحله سوم، شش دایره
در مرحله چهارم، ده دایره
در مرحله پنجم، 15 دایره
در مرحله ششم، 21 دایره
ادامه خواهد داشت.
شکل چهارم:10=4 3 2 1
شکل پنجم:15=5 4 3 2 1
شکل ششم 21=6 5 4 3 2 1
بله درست حدس زدید: :55=10 9 8 7 6 5 4 3 2 1دایره در دهمین شکل خواهد بود.
نتیجه گیری اگر به جای تعداد دایره فقط اعداد را بنویسیم این الگوی عددهای مثلثی به دست می آید. و21و15و10و6و3و1
راستی دانش آموزان پایه ششم برای شمارش تعداد پاره خط ها یا تعداد زاویه ها چه الگویی به کار می بردید؟
بله درست حدس زدید همان الگوی عددهای مثلثی می باشد:
تعداد زاویه ها را با توجه به تفکر نظام دار، مرحله به مرحله به دست می آوردیم و جمع می کردیم.
مرحله اول3 زاویه ، مرحله دوم 2 زاویه ، مرحله سوم 1 زاویه که مجموعا 6 زاویه به دست می آید.
در پاره خط ها هم همین قوانین را رعایت می کردیم.
پس: اگر مرحله ی اول را درست انجام دهیم، پیش بینی بقیه مراحل بسیار ساده خواهد بود.
که این عین الگوی اعداد مثلثی می باشد.
مثال: اگر یک خط راست 6 نقطه داشته باشد، چند پاره خط را تشکیل می دهد؟ کافی است تعداد پاره خط مرحله اول را داشته باشیم.
بین 6 پاره خط 5 فاصله وجود دارد که در مرحله اول 5 پاره خط به دست می آید .
ما 15 پاره خط خواهیم داشت.
راستی ما کاری به فرمول پیدا کردن پاره خط ها نداریم. ( تعداد نقاط � تعداد فاصله ، پس از ضرب، بر 2 تقسیم می کنیم.)
منظور ما کشف رابطه ها می باشد.
بر طبق الگو های مثلثی در چندمین شکل 66 به دست می آید؟
پاسخ: یازدهمین شکل چون:
66= 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
بر طبق الگوهای مثلثی نهمین شکل چه عددی به دست می آید؟
45= 9 8 7 6 5 4 3 2 1
نکته: فقط چینش آن ها در این دو مثال عکس هم می باشد.
البته فرمول محاسبه دارد ولی لزومی ندارد
(شماره شکل�شماره شکل بعدی)�2
الگوی اعداد مربعی که بسیار راحت تر و ساده تر می باشند.
دراین الگو هر شماره شکل در خودش ضرب شده است.
مثال: بر طبق الگوی عددهای نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف مربعی مجموع اعداد 121 در چندمین شکل به دست می آید؟
پاسخ : شکل 11 چون این عدد در خودش ضرب شود پاسخ 121 خواهد بود.
مثال دیگر: بر طبق الگوی عددهای مربعی دهمین شکل چه تعداد خواهد بود؟ پاسخ: 100 چون عدد 10 در خودش ضرب شود 100 خواهد بود.
البته برای داشتن مهارت باید تمرین بیشتری انجام شود. رابطه ی ضرب و تقسیم در الگوی عددهای مربعی را به خوبی فرا بگیریم. یعنی 121 همان 11 ضرب 11 می باشد یا 10 در خودش ضرب شود، پاسخ 100 خواهد بود.
سلام خواننده گرامی
بررسی های مختلف نشان می دهد که بچه ها در سنین بزرگسالی نیز همان خصوصیات دوران کودکی را حفظ می کنند.
ما با اندکی تفکر و تامل درباره چهار اصل پیشنهادی کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت :
یادگیری برای دانستن
یادگیری برای انجام دادن
یادگیری برای باهم زیستن
یادگیری یرای زیستن
در می یابیم که اکنون دنیای تعلیم و تربیت به سرعت متحول شده و جامعیت تربیت آدمی مدنظر است چرا که آموزش و پرورش دیگر محدود به دوران تحصیل در مدرسه نیست و دیدگاه سنتی درباره ی آموزش و تربیت دانش آموزان به کلی دگرگون نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف شده و روشهای جدیدی جایگزین آن گردیده است.
منتظر پیشنهادات و انتقادات شما هستیم.
با تشکر-فراهانی
[email protected]
واگرایی چیست؟ کاربرد واگرایی در تحلیل تکنیکال
آشنایی و تسلط به مفاهیم و ابزارهای تحلیلی در بازار بورس، یکی از ارکان مهم در روند معاملات است. معاملهگران موفق معمولا با بهرهمندی از این اطلاعات و تکنیکهای معاملاتی، سودهای خوبی را به دست میآورند. افزایش آگاهی و سطح دانش بورسی در فرایند سرمایهگذاری از اهمیت بالایی برخوردار است. برای همین در این مقاله قصد داریم به یکی از مفاهیم یا ابزارهای مهم در فرایند تحلیل تکنیکال بپردازیم. «واگرایی» یکی از مفاهیم مهم در این حوزه است. بسیاری از تحلیلگران با استفاده از واگرایی به وجود آمده در سهمهای مختلف، بهترین زمان را برای ورود به سهم تشخیص میدهند. برای آشنایی با این تکنیک در بازار بورس، با ما همراه باشید.
واگرایی چیست؟
واگرایی نشان دهنده ایجاد تغییر روند سهم در بازار است که از انواع مختلفی ایجاد شدهاند. این وضعیت از تضاد حرکتی میان نمودار سهم و اندیکاتور به وجود میآید. به عبارت دیگر، واگرایی به معنی ضعف یک روند بوده و زمانی مشاهده میشود که قیمت و اندیکاتور در خلاف جهت یکدیگر حرکت میکنند، همچنین روند قیمت به پایان خود نزدیک شده و میل به چرخش دارد. در بیشتر مواقع تغییر جهت بزرگ یک نمودار زمانی اتفاق میافتد که یک واگرایی مناسب داشته باشیم. از واگراییها میتوان برای شناسایی قیمت و سطوح حساس استفاده کرد و روندهای ضعیف را که میل به برگشت دارند، تشخیص داد. برای تشخیص واگرایی باید از اندیکاتورهای مختلف استفاده کنیم. اندیکاتور مکدی (MACD) یکی از مهمترین و پراستفادهترین ابزارها برای تشخیص واگرایی است. از سایر اندیکاتورها مانند اندیکاتور RSI ، اندیکاتور cci و … هم میتوان برای تشخیص واگرایی استفاده کرد.
انواع واگرایی در تحلیل تکنیکال
همانطور که اشاره کردیم، واگراییها از انواع مختلفی تشکیل شدهاند و تحلیلگران با استفاده از این ابزار، میتوانند ادامه روند سهم را در آینده پیشبینی کنند. انواع واگرایی در بازار بورس عبارتاند از:
واگراییها به چند دسته تقسیم میشوند که در این مقاله به بررسی واگرایی معمولی میپردازیم.
۱/ واگرایی معمولی ( Regural Divergence)
واگرایی زمانی رخ میدهد که بین قیمت و اندیکاتور یک تناقض رفتاری وجود داشته باشد. دراین حالت اندیکاتور با حرکت قیمتی مخالفت میکند و نسبت به آن رفتار متضادی را از خود نشان میدهد. زمانی که این واگرایی به وجود میآید، قیمت از ادامه حرکت باز میایستد و تغییر جهت میدهد. این نوع واگرایی را با نماد RD نمایش میدهند که مخفف عبارت Regular Divergence است. واگرایی معمولی خود به دو دسته واگرایی معمولی مثبت و واگرایی منفی تقسیم میشود.
واگرایی معمولی مثبت(RD+):
به طورکلی واگرایی معمولی مثبت در کفها تشکیل میشود. به این شکل که قیمت یک کف را پایینتر از کف قبلی ایجاد میکند؛ اما اندیکاتور با این حرکت مخالفت میکند و نسبت به کف قبلی خود، یک کف بالاتر را ثبت میکند. در این حالت قیمت میل به رشد دارد و نشان میدهد که فروشندگان ضعیف شدهاند. برای درک بهتر، به تصویر زیر دقت کنید:
واگرایی معمولی منفی(RD-):
واگرایی معمولی منفی در انتهای یک حرکت صعودی و در سقف قیمتی رخ میدهد. به این صورت که قیمت یک سقف بالاتر از سقف قبلی خود ایجاد میکند اما اندیکاتور با این حالت قیمت مخالفت میکند و سقفی پایینتر از سقف قبلی به وجود میآورد. این نوع از آرایش واگرایی که در انتهای یک روند صعودی اتفاق میافتد، به عنوان واگرایی معمولی منفی شناخته میشود و منجر به کاهش قیمت خواهد شد. واگرایی معمولی منفی، بیانگر ایجاد ضعف در خریداران است و قیمت میتواند یک آرایش نزولی به خود بگیرد که در این حالت، قدرت فروشندگان نسبت به خریداران بیشتر خواهد بود. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:
مثال: در تصاویر زیر، میتوانید مثالهایی را از ایجاد واگرایی و تغییر جهت روند سهم در بازار را مشاهده کنید:
شکل فوق مربوط به نمودار ثاباد است. همانطور که مشاهده میکنید، نمودار بعد از یک رشد و بازدهی نسبتا خوب، با ایجاد یک واگرایی معمولی منفی در سقف قیمتی با ریزش مواجه شده و مقدار زیادی از مسیر صعود را اصلاح کرده است.
شکل فوق متعلق به سهام ثفارس است. این نمودار در کف قیمتی با ایجاد یک واگرایی معمولی مثبت و همچنین کاهش قدرت فروشندگان مواجه شده است که در ادامه رشد قیمتی نسبتاً خوبی را به وجود آورده است.
۲/ واگرایی مخفی
واگرایی مخفی زمانی به وجود میآید که قیمت سهم در حال اصلاح بوده و نشاندهنده ادامهدار بودن این روند باشد. ساز و کار واگرایی مخفی بر خلاف واگرایی معمولی است و مطابق با آن میتوان در روند نزولی سهم با قلهها و در روند نزولی سهم با درهها، تغییر روند سهم را در بازار تشخیص داد. این نوع واگرایی را با نماد HD نمایش میدهند که مخفف عبارت Hidden Divergence است. واگرایی مخفی به دو دسته واگرایی مثبت و واگرایی منفی تقسیمبندی میشود.
واگرایی مخفی مثبت(HD+)
واگرایی مخفی مثبت زمانی ایجاد میشود که در انتهای یک روند صعودی، اندیکاتور یک کف را پایینتر از کف قبلی خود ایجاد کند. همزمان با این فرایند، نمودار سهم هم یک کف بالاتر از نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف کف قبلی خود تشکیل میدهد. در نهایت ما شاهد یک واگرایی مخفی مثبت در روند معاملات سهام مورد نظر هستم که با شناسایی آن، میتوانیم به راحتی سیگنال خرید دریافت کنیم. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:
واگرایی مخفی منفی(HD-)
واگرایی مخفی منفی درست بر خلاف واگرایی مخفی مثبت است. این واگرایی در انتهای روند نزولی تشکیل میشود و بیانگر ادامهدار بودن روند کاهش قیمت سهم در بازار است. برای تشخیص این نوع واگرایی در نمودار سهم، باید به تشکیل سقفها در روند نزولی سهم دقت داشته باشیم. هنگامی که در نمودار قیمتی یک سقف پایینتر از سقف قبلی تشکیل میشود به صورت همزمان در اندیکاتور یک سقف بالاتر از سقف قبلی ایجاد میشود که در نهایت شاهد یک واگرایی مخفی منفی خواهیم بود. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:
۳/ واگرایی نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف زمانی
در این نوع واگرایی، به راحتی میتوان تضاد رفتاری میان قیمت و زمان را مشاهده کرد. در واگرایی زمانی نیازی به بررسی رفتار اندیکاتور نداریم، در عوض باید زمان اصلاح روند را به خوبی مشاهده و ارزیابی کنیم. واگرایی زمانی به دو دسته واگرایی زمانی معمولی و واگرایی زمانی هوشمند تقسیمبندی میشود. یکی از ابزارهای پرکاربرد برای تشخیص این نوع از واگراییها، ابزاری به نام «فیبوناچی زمانی» است. برای درک بهتر از تفاوت واگرایی زمانی معمولی و هوشمند، به جدول زیر دقت کنید:
انواع واگرایی زمانی | ویژگی واگرایی | نکات مهم | نوع پیشبینی |
واگرایی زمانی معمولی | تعداد کندلهای فاز اصلاح بیشتر از تعداد کندلهای روند گام قبلی است | تمایلی به تغییر جهت روند در بازار وجود ندارد | ادامه روند قبلی |
واگرایی زمانی هوشمند | تعداد کندلهای فاز اصلاح کمتر از تعداد کندلهای روند گام قبلی است | مقدار درصد اصلاح زمانی بیشتر از درصد اصلاح قیمتی است | ادامه روند قبلی |
فیلتر واگرایی در بازار بورس
همانطور که میدانید، فیلترنویسی یکی از تکنیک های پرطرفدار و معروف در روند معاملات بازار بورس است. معاملهگران با استفاده از این تکنیک میتوانند به صورت لحظهای به سهمهای با ارزش در روز معاملاتی دسترسی داشته باشند. در حال حاضر فیلترهای بسیاری در بازار بورس وجود دارد. همچنین معاملهگران برای شناسایی و بررسی سهمهایی که درگیر فیلتر واگرایی هستند، میتوانند از فیلترهای واگرایی در این بازار استفاده کنند.
فیلتر واگرایی معمولی مثبت: فیلتر واگرایی معمولی مثبت، نمادهایی را فیلتر میکند که درهها در نمودار قیمت کاهشی و در اندیکاتور افزایشی باشد.
فیلتر واگرایی معمولی منفی: فیلتر واگرایی معمولی منفی، نمادهایی را نمایش میدهد که قله ها در نمودار قیمت روند افزایشی و اندیکاتورها روند کاهشی دارند.
فیلتر واگرایی مخفی مثبت: فیلتر واگرایی مخفی مثبت، نمادهایی را لیست می کند که درهها در نمودار قیمت آن روند افزایشی و در اندیکاتور روند کاهشی داشته باشند.
فیلتر واگرایی مخفی منفی: فیلتر واگرایی مخفی منفی، نمادهایی را لیست می کند که سقفها در نمودار قیمت آن روند کاهشی و در اندیکاتور روند افزایشی داشته باشند.
قیمتها و سطوح مناسب برای تشکیل واگرایی
با استفاده از ابزارهای مختلف برای دریافت مفهوم واگرایی در تحلیل تکنیکال ، میتوان سطوح حساس قیمتی را شناسایی کرد. زمانیکه نمودار به این سطوح میرسد معمولا با واگرایی همراه بوده و نشانه ضعف در روند جاری است. هنگامیکه نمودار با شتاب و بدون واگرایی به سمت سطوح حمایت و مقاومت درحرکت باشد، احتمال شکست سطوح بسیار بالا است. گاهی اوقات شکست در سطوح مقاومت و حمایت با واگرایی همراه است که در بسیاری مواقع نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف نکات عمومی مربوط به الگوهای معروف میتوان این شکست را فریبدهنده (fake) در نظر گرفت. به تصویر زیر دقت کنید:
سطوح حمایت و مقاومت داینامیک یا به عبارتی خطوط روند صعودی یا نزولی، کاملا مستعد تشکیل واگرایی هستند. با تشکیل واگرایی در این سطوح، میتوان به سطح مورد نظر اعتماد کرد و برای ورود یا خروج از معامله تصمیم گرفت. این مورد را میتوان به باندهای کانال هم تعمیم داد. نموداری که در یک ساختار کانالی در حال حرکت باشد، مستعد تشکیل واگرایی در کف یا سقف کانال است. در این حالت بهترین استراتژی، نوسانگیری بین سقف و کف کانال است که با تشکیل واگرایی میتوان با اعتماد بیشتری به انجام معامله پرداخت.
نکته ۱: اگر در یک ساختار کانالی، یک سطحی شکسته شده با واگرایی همراه باشد، میتواند کاملا فریبدهنده (fake) باشد.
نکته ۲: یکی دیگر از کاربردهای واگرایی استفاده از آنها در سطوح فیبوناچی است. اگر در یکی از سطوح فیبوناچی (معمولا ۶۱٫۸% و ۷۸٫۲%) واگرایی وجود داشته باشد، میتوان به برگشت نمودار از آن سطح امیدوار بود و با استفاده از ابزار تکنیکال به دنبال سیگنال خرید بود.
نکته ۳: از واگرایی در دیگر الگوهای تکنیکال نیز میتوان استفاده کرد. ازجمله این الگوها میتوان به امواج الیوت، الگوهای هارمونیک، الگوهای برگشتی و … اشاره کرد. ایجاد واگرایی در هر یک از این الگوها، اعتبار آنها را افزایش داده و میتوان با استفاده از ابزار تکنیکال به دنبال فرصتهای معاملاتی برای خرید و فروش بود.
سخن آخر
در بازار بورس مفاهیم و اصطلاحات بسیار زیادی وجود دارد. معاملهگران با یادگیری و تسلط به این مفاهیم و تکنیکهای تحلیلی، میتوانند به راحتی سیگنال خرید و فروش سهام دریافت کنند. یکی از مفاهیم یا ابزارهای تحلیلی بسیار مهم در فرایند تحلیل تکنیکال، «واگراییها» هستند. واگرایی در اصل از اختلاف جهت حرکت روند سهم و اندیکاتور به صورت همزمان به وجود میآید. واگراییها یکی از بهترین موقعیتها برای پیش بینی روند آینده سهم در بازار هستند. معاملهگرانی که قادر به تشخیص واگرایی در روند معاملات سهم هستند، میتوانند سودهای قابل توجهی به دست آورند.
آموزش الگو های عددی ششم تیزهوشان و نکات مهم اعداد زوج و فرد
با توجه به تجربه ای که در این سال ها در تدریس خصوصی ششم تیزهوشان داشتیم نمونه سوالات متعددی را از الگوهای عددی برای دانش آموزان حل کردیم. در این فیلم آموزش ریاضی ششم تیزهوشان معلم به توضیح الگو های عددی می پردازد و توضیحاتی درباره نکات مهم اعداد زوج و فرد می دهد.
تعریف الگو های عددی
نظم خاصی و یا رابطه ای که بین اعداد یا اشکال یک مجموعه قرار دارد را الگو می نامند.
برای مثال ما با داشتن تعداد دوچرخه ها و رابطه ای که بین دوچرخه و چرخ هایش وجود دارد ( هر دو چرخه 2 چرخ دارد ) می توانیم تعداد چرخ های آن را بدون شمارش یعنی از طریق الگویی که دارند به دست آوریم. به مثال زیر توجه کنید:
در نتیجه رابطه بین دوچرخه و چرخ هایش را این طور می توان تعریف کرد :
2 × تعداد دوچرخه = تعداد چرخ دوچرخه
بنابراین ما برای ساخت 19 دوچرخه به 38 چرخ نیاز خواهیم داشت
38 = 2 × 19
یا به طور بلعکس هم این رابطه یا الگو برقرار است. یعنی ما اگر 84 چرخ داشته باشیم ، با آن می توانیم 42 دوچرخه بسازیم یعنی : 2 ÷ تعداد چرخ = تعداد دوچرخه
42 = 2 ÷ 84
یا برای خودرو سواری این الگو به شکل زیر است.
یعنی رابطه بین خودرو سواری و چرخ هایش را این طور می توان تعریف کرد :
4 × تعداد خودرو = تعداد چرخ خودرو سواری
در نتیجه ما برای ساخت 30 خودرو سواری به 120 چرخ نیاز خواهیم داشت
120 = 4 × 30
و یا بلعکس با 200 چرخ می توانیم 50 خودرو سواری بسازیم
50 = 4 ÷ 200
ممکن است در مجموعه ای از اعداد هم ما رابطه یا الگویی داشته باشیم برای مثال :
در مجموعه اعداد زوج الگوی ما به این شکل است
< . , 8 , 6 , 4 , 2 >= مجموعه اعداد زوج
یعنی اعداد به صورت 2 تا 2 تا از عدد 2 در اعداد زوج زیاد شده اند.
پس اگر از ما بپرسند سی و دومین عدد زوج چه عددی است؟ کافیست عدد 32 را در 2 ضرب کنیم و به عدد 64 برسیم.
یا به طور بلعکس 190 چندمین عدد زوج است که در اینجا باید 190 را تقسیم بر 2 می کنیم و جواب 95 خواهد بود.
الگو های شکلی
به شکل زیر توجه کنید
ممکن است چنین شکلی را در امتحان به دانش آموز بدهند و از او بخواهند شکل بعدی را بکشد یا رابطه اشکال را با یکدیگر توضیح دهد و یا برای مثال بگوید که بیست و پنجمین شکل چند دایره خواهد داشت.
برای حل این نوع از سوال های الگویابی ابتدا باید مانند مثال های قبل یک جدول بکشیم مانند شکل زیر
با مشاهده این تغییرات در جدول می توانیم به رابطه این الگو شکلی پی ببریم که رابطه زیر برقرار است
1 - 2 × شماره شکل = تعداد شکل
پس با کشف این رابطه بین شکل ها می توانیم بفهمیم شکل پنجم از 9 دایره تشکیل شده است زیرا خواهیم داشت
9 = 1 - 2 × 5 = تعداد شکل
با فهم رابطه بین این الگو شکلی می توانیم بدون کشیدن اشکال برای مثال شکل دویستم را هم به دست بیاوریم زیرا خواهیم داشت :
399 = 1 - 2 × 200 = تعداد شکل
الگوی مجموعه اعداد
ما در ریاضیات مجموعه ای از اعداد را داریم مثل مجموعه اعداد فرد که در زبان ریاضی به شکل زیر نوشته می شود
< . و 9 و 7 و 5 و 3 و 1 >= مجموعه اعداد فرد
به زبان ساده تر مجموعه اعداد فرد هم یک الگو محسوب می شوند و اعداد فرد با یکدیگر یک رابطه دارند زیرا وقتی به افزایش آنها به دقت نگاه می کنیم متوجه می شویم که اعداد فرد 2 تا 2 تا افزایش پیدا کرده اند. اما نکته ای که باید به آن توجه کنید که بسیار مهم است این است که وقتی در سوال از می خواهند که برای مثال 75 مین عدد فرد چه عددی است ما باید عدد 75 را در 2 ( چون اعداد فرد 2 تا 2 تا افزایش پیدا می کنند ) ضرب کنیم اما چون همیشه عدد 2 در هر عددی ضرب بشود پاسخ آن یک عدد زوج خواهد بود عدد به دست آمده را منهای 1 می کنیم. به مثال زیر توجه کنید
هفتاد و پنجمین عدد فرد چه عددی است؟
149 = 1 - 150 = 2 × 75
و یا به طور بلعکس عدد 187 چندمین عدد فرد است؟ که برای پاسخ به این سوال باید 187 را بعلاوه 1 کنیم و بر دو تقسیم کنیم دقیقا" بر عکس رابطه قبلی که اصطلحا" در ریاضیات به آن رابطه باز گشتی نیز می گویند.
دیدگاه شما